X
تبلیغات
حرف های ناگفته

حرف های ناگفته

بـــــــــــاران تنها این وبلاگ ناگفته های دوران نوجوانی است امیدوارم خوشتون بیاد

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 12:58 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]

سلام دوستان خوبم مینویسم تا عقده نشود برایم آنچه را که آرزویش را داشتم

من اینجا رمانی رو براتون گزاشتم که خودم نوشتم و هر به دو هفته اون رو ویرایش میکنم و براتون 25 صفحه ای میزارم تا خسته نشید

تنها خواهشی که ازتون دارم اینکه با نظراتتون منو راهنمای کنید و وبلاگم رو به دوستانتون معرفی کنید

قربون همه ای داداش ها و آبجی های گلم


[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 8:30 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]


ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ‬ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 10:2 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]



دلمان کوچک است

ولی آنقدر جا دارد

که برای هر عزیزی که دوستش داریم

نیمکتی بگذاریم برای همیشه ی عمر



ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 9:58 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]

بسم الله دالرحمن الرحیم

فصل دوم لب ســــــــــــاحل

از دست وحید اونقدر ناراحت بودم که اصلا نمیدونستم چه جوری باید تلافی کنم اما نه تلافی کار خوبی نبود

کار خوب این بود که این حس ترحم رو از اون دور کنم اما این که چه جوری باید این کارو بکنم خودمم نمیدونمستم

نمیدونستم چرا وحید اونقدر به من شک داشت و مدام میخواست از کار های من سر دربیاره


ادامه مطلب

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 11:21 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]

سلامتی ِ اون همسر ِ جانباز ِ موجیای که بهش گفتن: چرا هر بار وایمیسی و از شوهرت ...کتک میخوری؟
گفت: اگر خودمو نندازم جلو، شروع میکنه خودش رو میزنه
، آنقدر میزنه تا داغون شه، آخه موجیه دست خودش نیست…
.

.

.


.به سلامتی های ولگرد که با یه لقمه غذا و یه دست نوازش تا آخر عمر وفادار آدم میمونن، نه دخترایی که دنیایی محبت بهشون می کنی آخرشم دستت رو گاز می گیرن
.
.

.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها ومشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن

ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 11:39 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]

(تقدیم به عشق اول و آخرم عـــــــــــــــــــلی )
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه ای تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار برسد به من
یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
بسم الله الرحمن الرحیم
روز های انتظار داشت به سر میرسید دیگر چیزی نمانده بود تا این که نتایج کنکور رو اعلام کنند این بار میخواستم در رشته ای که دوست داشتم و پدر و مادر به ان تمایلی نداشتند ثبت نام کنم دیگر داشتم زیاد از حد در رویا هایم غرق میشدم که با صدای در به خودم امدم وگفتم کیه که مثل همیشه سارا با چهره ای خندانش وارد اتاق شد .........
ادامه مطلب

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 12:52 ] [ بــــــــــــــــاران تنها ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،